فال حافظ روزانه چهار شنبه 31 تیر 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 250
روي بنماي و وجود خودم از ياد ببر ، خرمن سوختگان را همه گو باد ببر ما چو داديم دل و ديده به طوفان بلا ، گو بيا سيل غم و خانه ز بنياد ببر زلف چون عنبر خامش که ببويد هيهات ، اي دل خام طمع اين سخن از ياد ببر سينه گو شعله آتشکده فارس بکش ، ديده گو آب رخ دجله بغداد ببر دولت پير مغان باد که باقي سهل است ، ديگري گو برو و نام من از ياد ببر سعي نابرده در اين راه به جايي نرسي ، مزد اگر مي طلبي طاعت استاد ببر روز مرگم نفسي وعده ديدار بده ، وان گهم تا به لحد فارغ و آزاد ببر دوش مي گفت به مژگان درازت بکشم ، يا رب از خاطرش انديشه بيداد ببر
حافظ انديشه کن از نازکي خاطر يار
،
برو از درگهش اين ناله و فرياد ببر
تعبیر:
بدون سعی و کوشش به جایی نخواهی رسید. هیچ کاری با سهل انگاری و دست روی دست گذاشتن به نتیجه نمی رسد. با دوستان با تجربه مشورت کن. خودخواهی را از وجود خود بیرون کن. غم و غصه ی بیهوده حاصلی جز ناامیدی ندارد.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 31 تیر 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 281
يا رب اين نوگل خندان که سپردي به منش ، مي سپارم به تو از چشم حسود چمنش گر چه از کوي وفا گشت به صد مرحله دور ، دور باد آفت دور فلک از جان و تنش گر به سرمنزل سلمي رسي اي باد صبا ، چشم دارم که سلامي برساني ز منش به ادب نافه گشايي کن از آن زلف سياه ، جاي دل هاي عزيز است به هم برمزنش گو دلم حق وفا با خط و خالت دارد ، محترم دار در آن طره عنبرشکنش در مقامي که به ياد لب او مي نوشند ، سفله آن مست که باشد خبر از خويشتنش عرض و مال از در ميخانه نشايد اندوخت ، هر که اين آب خورد رخت به دريا فکنش هر که ترسد ز ملال انده عشقش نه حلال ، سر ما و قدمش يا لب ما و دهنش
شعر حافظ همه بيت الغزل معرفت است
،
آفرين بر نفس دلکش و لطف سخنش
تعبیر:
شرم و کمرویی را کنار بگذار و احساس خود را با دوست در میان بگذار تا سوء تفاهم بر طرف شود. عشق و محبت را با سود و زیان مال و منال برابر ندان. عشق و محبت، پایدار و همیشگی است اما ثروت دنیا، ناپایدار است.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 31 تیر 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 360
گر از اين منزل ويران به سوي خانه روم ، دگر آن جا که روم عاقل و فرزانه روم زين سفر گر به سلامت به وطن بازرسم ، نذر کردم که هم از راه به ميخانه روم تا بگويم که چه کشفم شد از اين سير و سلوک ، به در صومعه با بربط و پيمانه روم آشنايان ره عشق گرم خون بخورند ، ناکسم گر به شکايت سوي بيگانه روم بعد از اين دست من و زلف چو زنجير نگار ، چند و چند از پي کام دل ديوانه روم گر ببينم خم ابروي چو محرابش باز ، سجده شکر کنم و از پي شکرانه روم
خرم آن دم که چو حافظ به تولاي وزير
،
سرخوش از ميکده با دوست به کاشانه روم
تعبیر:
اگر از گرفتاری های زندگی خلاص شدی بهتر است که از آنجا تجربه بیندوزی و عاقلانه رفتار کنی. در کارها زود تصمیم نگیر و عاقبت اندیش باش. از تجربیات خود و دیگران به نحو احسن استفاده کن.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 31 تیر 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 253
اي خرم از فروغ رخت لاله زار عمر ، بازآ که ريخت بي گل رويت بهار عمر از ديده گر سرشک چو باران چکد رواست ، کاندر غمت چو برق بشد روزگار عمر اين يک دو دم که مهلت ديدار ممکن است ، درياب کار ما که نه پيداست کار عمر تا کي مي صبوح و شکرخواب بامداد ، هشيار گرد هان که گذشت اختيار عمر دي در گذار بود و نظر سوي ما نکرد ، بيچاره دل که هيچ نديد از گذار عمر انديشه از محيط فنا نيست هر که را ، بر نقطه دهان تو باشد مدار عمر در هر طرف که ز خيل حوادث کمين گهيست ، زان رو عنان گسسته دواند سوار عمر بي عمر زنده ام من و اين بس عجب مدار ، روز فراق را که نهد در شمار عمر
حافظ سخن بگوي که بر صفحه جهان
،
اين نقش ماند از قلمت يادگار عمر
تعبیر:
در روزگار شادکامی به یاد دوستان و نزدیکان باش. غرور و خودخواهی را از وجود خود دور کن. عمر را بیهوده از دست نده و از لحظات آن به خوبی استفاده کن. عاقبت اندیش باش.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 31 تیر 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 245
الا اي طوطي گوياي اسرار ، مبادا خاليت شکر ز منقار سرت سبز و دلت خوش باد جاويد ، که خوش نقشي نمودي از خط يار سخن سربسته گفتي با حريفان ، خدا را زين معما پرده بردار به روي ما زن از ساغر گلابي ، که خواب آلوده ايم اي بخت بيدار چه ره بود اين که زد در پرده مطرب ، که مي رقصند با هم مست و هشيار از آن افيون که ساقي در مي افکند ، حريفان را نه سر ماند نه دستار سکندر را نمي بخشند آبي ، به زور و زر ميسر نيست اين کار بيا و حال اهل درد بشنو ، به لفظ اندک و معني بسيار بت چيني عدوي دين و دل هاست ، خداوندا دل و دينم نگه دار به مستوران مگو اسرار مستي ، حديث جان مگو با نقش ديوار به يمن دولت منصور شاهي ، علم شد حافظ اندر نظم اشعار
خداوندي به جاي بندگان کرد
،
خداوندا ز آفاتش نگه دار
تعبیر:
امیدوار باش زیرا به هدف خود می رسی. باید صمیمیت و صداقت خود را نشان دهی و با عقل و درایت پیش بروی. با هر کس اسرار خود را در میان نگذار. عشق و محبت با پول و ثروت بدست نمی آید. به لطف خدا امیدوار باش.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 31 تیر 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 4
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را ، که سر به کوه و بيابان تو داده اي ما را شکرفروش که عمرش دراز باد چرا ، تفقدي نکند طوطي شکرخا را غرور حسنت اجازت مگر نداد اي گل ، که پرسشي نکني عندليب شيدا را به خلق و لطف توان کرد صيد اهل نظر ، به بند و دام نگيرند مرغ دانا را ندانم از چه سبب رنگ آشنايي نيست ، سهي قدان سيه چشم ماه سيما را چو با حبيب نشيني و باده پيمايي ، به ياد دار محبان بادپيما را جز اين قدر نتوان گفت در جمال تو عيب ، که وضع مهر و وفا نيست روي زيبا را
در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ
،
سرود زهره به رقص آورد مسيحا را
تعبیر:
غرور و تکبر را در زندگی از خود بران و با دوستان و آشنایان مهربان باش و در هنگام بی نیازی و آسایش به فکر سختی و مشقت زندگی دیگران هم باش. با مهربانی و دوستی و با یاری دیگران می توانی زندگی راحتی داشته باشی. با مردم متکبر و خودپسند همنشینی نکن.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 31 تیر 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 426
از خون دل نوشتم نزديک دوست نامه ، اني رايت دهرا من هجرک القيامه دارم من از فراقش در ديده صد علامت ، ليست دموع عيني هذا لنا العلامه هر چند کآزمودم از وي نبود سودم ، من جرب المجرب حلت به الندامه پرسيدم از طبيبي احوال دوست گفتا ، في بعدها عذاب في قربها السلامه گفتم ملامت آيد گر گرد دوست گردم ، و الله ما راينا حبا بلا ملامه
حافظ چو طالب آمد جامي به جان شيرين
،
حتي يذوق منه کاسا من الکرامه
تعبیر:
در جستجوی چیزی هستی که مانعی برای دستیابی آن وجود دارد. از دوری دوستی رنج می بری. بهتر است که صبر کنی و دست از طلب و کوشش بر نداری. راه های دیگر را آزمایش کن. با آدم های با تجربه و دانا مشورت کن. کمی به تفکر و تعمق بپرداز تا کمبود های خود را بشناسی و در رفع آن بکوشی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 31 تیر 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 329
جوزا سحر نهاد حمايل برابرم ، يعني غلام شاهم و سوگند مي خورم ساقي بيا که از مدد بخت کارساز ، کامي که خواستم ز خدا شد ميسرم جامي بده که باز به شادي روي شاه ، پيرانه سر هواي جوانيست در سرم راهم مزن به وصف زلال خضر که من ، از جام شاه جرعه کش حوض کوثرم شاها اگر به عرش رسانم سرير فضل ، مملوک اين جنابم و مسکين اين درم من جرعه نوش بزم تو بودم هزار سال ، کي ترک آبخورد کند طبع خوگرم ور باورت نمي کند از بنده اين حديث ، از گفته کمال دليلي بياورم گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر ، آن مهر بر که افکنم آن دل کجا برم منصور بن مظفر غازيست حرز من ، و از اين خجسته نام بر اعدا مظفرم عهد الست من همه با عشق شاه بود ، و از شاهراه عمر بدين عهد بگذرم گردون چو کرد نظم ثريا به نام شاه ، من نظم در چرا نکنم از که کمترم شاهين صفت چو طعمه چشيدم ز دست شاه ، کي باشد التفات به صيد کبوترم اي شاه شيرگير چه کم گردد ار شود ، در سايه تو ملک فراغت ميسرم شعرم به يمن مدح تو صد ملک دل گشاد ، گويي که تيغ توست زبان سخنورم بر گلشني اگر بگذشتم چو باد صبح ، ني عشق سرو بود و نه شوق صنوبرم بوي تو مي شنيدم و بر ياد روي تو ، دادند ساقيان طرب يک دو ساغرم مستي به آب يک دو عنب وضع بنده نيست ، من سالخورده پير خرابات پرورم با سير اختر فلکم داوري بسيست ، انصاف شاه باد در اين قصه ياورم شکر خدا که باز در اين اوج بارگاه ، طاووس عرش مي شنود صيت شهپرم نامم ز کارخانه عشاق محو باد ، گر جز محبت تو بود شغل ديگرم شبل الاسد به صيد دلم حمله کرد و من ، گر لاغرم وگرنه شکار غضنفرم اي عاشقان روي تو از ذره بيشتر ، من کي رسم به وصل تو کز ذره کمترم بنما به من که منکر حسن رخ تو کيست ، تا ديده اش به گزلک غيرت برآورم بر من فتاد سايه خورشيد سلطنت ، و اکنون فراغت است ز خورشيد خاورم
مقصود از اين معامله بازارتيزي است
،
ني جلوه مي فروشم و ني عشوه مي خرم
تعبیر:
بخت و اقبال با تو همراه است و روزگار روی خوش را به تو نشان می دهد. خداوند را سپاسگزار باش تا نعمات خود را از تو دریغ نکند. به عهد و پیمان خود پایبند و وفادار باش تا حق دوستی را به جای آورده باشی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 31 تیر 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 473
وقت را غنيمت دان آن قدر که بتواني ، حاصل از حيات اي جان اين دم است تا داني کام بخشي گردون عمر در عوض دارد ، جهد کن که از دولت داد عيش بستاني باغبان چو من زين جا بگذرم حرامت باد ، گر به جاي من سروي غير دوست بنشاني زاهد پشيمان را ذوق باده خواهد کشت ، عاقلا مکن کاري کآورد پشيماني محتسب نمي داند اين قدر که صوفي را ، جنس خانگي باشد همچو لعل رماني با دعاي شبخيزان اي شکردهان مستيز ، در پناه يک اسم است خاتم سليماني پند عاشقان بشنو و از در طرب بازآ ، کاين همه نمي ارزد شغل عالم فاني يوسف عزيزم رفت اي برادران رحمي ، کز غمش عجب بينم حال پير کنعاني پيش زاهد از رندي دم مزن که نتوان گفت ، با طبيب نامحرم حال درد پنهاني مي روي و مژگانت خون خلق مي ريزد ، تيز مي روي جانا ترسمت فروماني دل ز ناوک چشمت گوش داشتم ليکن ، ابروي کماندارت مي برد به پيشاني جمع کن به احساني حافظ پريشان را ، اي شکنج گيسويت مجمع پريشاني
گر تو فارغي از ما اي نگار سنگين دل
،
حال خود بخواهم گفت پيش آصف ثاني
تعبیر:
قدر لحظات عمر خود را بدان و آن ها را به راحتی از دست نده. راز خود را با نامحرمان در میان نگذار تا دچار دردسر و حسادت دیگران نشوی. برای رسیدن به هدف باید تلاش کنی. مراقب کارهای خود باش و با تعقل و تفکر و صبر و آرامش کار کن تا با سهل انگاری خود را دچار انحراف و شکست نکنی و پشیمان نشوی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 31 تیر 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 199
واعظان کاين جلوه در محراب و منبر مي کنند ، چون به خلوت مي روند آن کار ديگر مي کنند مشکلي دارم ز دانشمند مجلس بازپرس ، توبه فرمايان چرا خود توبه کمتر مي کنند گوييا باور نمي دارند روز داوري ، کاين همه قلب و دغل در کار داور مي کنند يا رب اين نودولتان را با خر خودشان نشان ، کاين همه ناز از غلام ترک و استر مي کنند اي گداي خانقه برجه که در دير مغان ، مي دهند آبي که دل ها را توانگر مي کنند حسن بي پايان او چندان که عاشق مي کشد ، زمره ديگر به عشق از غيب سر بر مي کنند بر در ميخانه عشق اي ملک تسبيح گوي ، کاندر آن جا طينت آدم مخمر مي کنند
صبحدم از عرش مي آمد خروشي عقل گفت
،
قدسيان گويي که شعر حافظ از بر مي کنند
تعبیر:
دروغ و فریب، عاقبت انسان را رسوا می کند. صفا و صداقت در کارها باعث پیشرفت انسان می شود. مراقب وسوسه ی دشمنان نابکار باش. هوا و هوس را از خود دور کن که تو را به کجراهه می کشاند.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 31 تیر 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 65
خوشتر ز عيش و صحبت و باغ و بهار چيست ، ساقي کجاست گو سبب انتظار چيست هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار ، کس را وقوف نيست که انجام کار چيست پيوند عمر بسته به موييست هوش دار ، غمخوار خويش باش غم روزگار چيست معني آب زندگي و روضه ارم ، جز طرف جويبار و مي خوشگوار چيست مستور و مست هر دو چو از يک قبيله اند ، ما دل به عشوه که دهيم اختيار چيست راز درون پرده چه داند فلک خموش ، اي مدعي نزاع تو با پرده دار چيست سهو و خطاي بنده گرش اعتبار نيست ، معني عفو و رحمت آمرزگار چيست
زاهد شراب کوثر و حافظ پياله خواست
،
تا در ميانه خواسته کردگار چيست
تعبیر:
دم را غنیمت بدان و قانع باش. هیچکس نمیداند که عاقبت کار چیست. هرچه خدا بخواهد همان می شود. غم و اندوه برای دنیا کاری عبث و بیهوده است و بر سختی زندگی می افزاید.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 31 تیر 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 105
صوفي ار باده به اندازه خورد نوشش باد ، ور نه انديشه اين کار فراموشش باد آن که يک جرعه مي از دست تواند دادن ، دست با شاهد مقصود در آغوشش باد پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت ، آفرين بر نظر پاک خطاپوشش باد شاه ترکان سخن مدعيان مي شنود ، شرمي از مظلمه خون سياووشش باد گر چه از کبر سخن با من درويش نگفت ، جان فداي شکرين پسته خاموشش باد چشمم از آينه داران خط و خالش گشت ، لبم از بوسه ربايان بر و دوشش باد نرگس مست نوازش کن مردم دارش ، خون عاشق به قدح گر بخورد نوشش باد
به غلامي تو مشهور جهان شد حافظ
،
حلقه بندگي زلف تو در گوشش باد
تعبیر:
در هر کار اعتدال و میانه روی را پیشه کن. تکبر و غرور را رها کن تا راهی تازه پیش پای تو گشوده شود. دوستی به تو خیانت و از سادگی و صداقت تو سوء استفاده کرده است. بهتر است واقع بین و امیدوار باشی و زیرکی و هوشیاری را از دست ندهی.